اهلبیت و بهویژه امام حسین (ع)، فرزندان پیامبر و شاگردان مکتب قرآناند. پس چگونه گفتار و مواعظشان متکی به قرآن نباشد؟
با مطالعه تاریخ امام حسین (ع) و تدبر در قرآن، متوجه خواهیم شد که حرکت و قیام حسینی هم از همان آغاز بر مبنای قرآن بوده است.
امام حسین-علیهالسلام- گوهر تابناک و چراغ درخشانی است که هماره بر تارک تاریخ درخشیده و خواهد درخشید. طالبان هدایت و انسانهای خسته از ظلم و تبعیض و ذلت و ستیزه، نامردمی و ناجوانمردی را به حق رهنمون ساخته و بیدار نموده است. عنصر جاودانهای که به یقین رمز ماندگاریش را در الهی بودنش باید جُست. سیره ارجمندش را در قرآن باید نگریست تا به حقیقتش یا شمهای از حقیقتش دست یافت. امام حسین-علیهالسلام- نه تنها شاگرد مکتب قرآن که عِدْل و شریک قرآن است از اینروست که در فرازی از
ادامه مطلب
داشتن مقتدا و الگو براي پذيرش و پيمودن راه درست، امري ضروري است. اگر چه نهضت عاشورا بسي تلخ و اسف بار بود و دل انسان هاي آزاده را جريحه داركرد، ولي يك حادثه معمولي نبود، بلكه با تمام وقايع تاريخ تفاوتي بس عظيم داشت...
چكيده
داشتن مقتدا و الگو براي پذيرش و پيمودن راه درست، امري ضروري است. اگر چه نهضت عاشورا بسي تلخ و اسف بار بود و دل انسان هاي آزاده را جريحه داركرد، ولي يك حادثه معمولي نبود، بلكه با تمام وقايع تاريخ تفاوتي بس عظيم داشت. زيرا رهبرش عصارة نبوت و رسالت پنجمين نفر اصحاب كسا،تجسم حق و اسلام راستين،انسان كامل و تربيت شدة دامان رسول خدا(ص) است. در اين پژوهش به ترسيم دوجنبة الگويي در اين زمينه مي پردازيم: اول: سيرة تربيتي پيشوايان معصوم (ع) به عنوان بهترين و كامل ترين شيوه و مدل تربيت،ارائه مي شود و به برخي از روش هاي تربيتي امام حسين مي پردازيم. و از سوي ديگر، نهضت عاشورا از آغاز تا انجام،مجموعه اي از الگوهاي ارزشمند در زمينة اخلاق وتربيت ديني است . در اين كاوش كوتاه به جنبه هاي ويژه اي ازالگوهاي فرهنگ عاشورا اشاره خواهيم نمود.بنابراين آنچه در اين مقال بررسي مي شود،در دو بخش شيوه هاي تربيتي امام حسين (ع) و الگوهاي تربيتي نهضت عاشورا تدوين مي گردد.
كليد واژه: سبک زندگی، امام حسين (ع)، تربيت ديني، شيوه هاي تربيتي، نهضت عاشورا.
مقدمه
مهم ترين امتياز انسان از ساير موجودات عالم، قابليت رشد و استعداد كمال دروجود اوست و هويت انسان در پرتو همين ويژگي معنا پيدا مي كند،چه اين كه ارزش واقعي او در گرو پيمودن مسير كمال و به فعليت رساندن استعدادها و شكوفايي خلاقيت هاي باطني او مي باشد، و از اين روست كه آفريدگار جهان، همه موجودات هستي را در مسيررشد و به خاطر پرورش و تكامل وي آفريده است . در اين راستا، اگر انسان در ساية
ادامه مطلب
«كَتَبَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْكُوفَه إلَي الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلَامُ: يَا سَيِّدِي! أَخْبِرْنِي بِخَيْرِ الدُّنْيَا وَالآخِرَه!
فَكَتَبَ عليهالسلام: بِسْمِ اللَهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. أَمَّا بَعْدُ، فَإنَّ مَنْ طَلَبَ رِضَا اللهِ بِسَخَطِ النَّاسِ كَفَاهُ اللَهُ أُمُورَ النَّاسِ؛ وَمَنْ طَلَبَ رِضَا النَّاسِ بِسَخَطِ اللَهِ وَكَلَهُ اللَهُ إلَي النَّاسِ؛ وَالسَّلَامُ».(1)
امام صادق عليه السّلام می فرماید: «مردي از اهل كوفه، نامهاي به محضر حضرت حسين بن عليّ (عليه السّلام) نوشت بدين مضمون: اي سيّد من و آقاي من! مرا خبر ده كه خير دنيا و آخرت در چيست؟
حضرت برای او چنين نوشتند: بسم الله الرّحمن الرّحيم. كسی كه رضای خدا را طلب كند، گرچه همراه با ناراحتی و غضب مردم باشد، خداوند او را از امور مردم كفايت ميكند(خدا او را بس است). و كسي كه رضا و پسند مردم را طلب كند، اگرچه به غضب و سَخط خداوند منتهی شود، خداوند امور او را به مردم واگذار می کند.»
______________________
پی نوشت:
1. الامالی، شیخ صدوق، ص200؛ بحارالانوار، مجلسی، ج68 ص208.
منبع: لمعات الحسین، علامه سيد محمد حسين حسينی طهرانی

امام حسین (علیه السلام) فرمودند:
اِعمَل عَمَلَ رَجُلٍ یَعلَمُ اَنَّهُ مَأخوذٌ بِالإجرامِ، مَجزِیٌ بِالإحسانِ؛
همچون کسی عمل کن که می داند به خاطر گناهانش مؤاخذه می شود و به خاطر نیکوکاری، پاداش می یابد.
بحارالانوار، ج44، ص127
شرح حدیث:
آنچه انسان را به انجام کار نیک وامی دارد، امید به پاداش است.
آنچه آدمی را از ارتکاب به عمل خلاف و مجرمانه باز می دارد، ترس از عقوبت است.
کسی که به پاداش امید دارد و از کیفر و عقاب بیمناک است، انگیزه ای درونی پیدا می کند که نیکوکار باشد و از بدیها پرهیز نماید.
خداوند، اساس عالم را بر این قرار داده که هر کس، نتیجه ی کار نیک و بد خویش را چه در دنیا و چه در آخرت ببیند. این مقتضای حکمت و عدالت الهی است و بارها در آیات قرآن بر آن تأکید شده و گرفتاریهای بشر را هم پیامد عملکرد سوء آنان دانسته است و آخرت را هم بازتاب دنیا معرفی کرده و بهشت برین یا دوزخ سوزان را پاداش و کیفر صالحات و سیّئات مردم برشمرده است.
داشتن این باور و عقیده، هم انگیزه آفرین است برای کارهای نیک، هم عامل بازدارنده است از مفاسد و رذایل.
چون بد کردی مباش ایمن ز آفات که واجب شد طبیعت را مکافات
سپهر آیینه ی عدل است، شاید که هر چه از تو بیند، وانماید(نظامی گنجوی)
پس نتیجه ی نیک و بدمان به خودمان برمی گردد. اگر اهل عمل صالح باشیم، گلی بر سر خود زده ایم و اگر بدکار و مردم آزار باشیم، ریشه ی خود را زده ایم.
این همان حکمتی است که سعدی هم به آن اشاره کرده است:
از مکافات عمل غافل مشو گندم از گندم بروید، جو ز جو
و کیست که بدی بکارد و خوبی برداشت کند!
منبع: حکمت های حسینی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسین علیه السلام)، جواد محدثی
شادى دل مؤمن
از امام حسين عليه السلام نقل است كه گفت: براى من ثابت است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده: بهترين كارها پس از نماز، دلِ مؤمنى را شاد كردن است، اگر گناهى در كار نباشد. روزى غلامى را ديدم كه با سگى غذا می خورد، سبب پرسيدم. گفت: اى پسر رسول خدا صلى الله عليه و آله، غمزده هستم، می خواهم اين سگ را خوش دل ساخته تا خود دل خوش شوم، خواجه اى دارم كه يهودى است و آرزومندم كه از او جدا شوم.
حسين عليه السلام دويست دينار نزد خواجه برد، خواست بهاى غلام را بپردازد و بخرد، خواجه به عرض رساند: غلام فداى قدمت و اين باغ را هم بدو بخشيدم و اين پول را هم به حضرتت بازمی گردانم.
حسين عليه السلام گفت: من هم اين مال را به تو می بخشم، خواجه گفت: بخشش تو را پذيرفتم و آن را به غلام بخشيدم، حسين عليه السلام گفت: من غلام را آزاد می كنم و اين مالها را بدو می بخشم.
همسر خواجه كه ناظر اين نيكوكاری ها بود، مسلمان شده، گفت: من هم، مهرم را به شوهرم بخشيدم سپس، خواجه نيز اسلام آورد و خانه اش را به همسرش ببخشيد.
برداشتن يك گام، برده اى آزاد شد، نيازمندى بی نياز گرديد، كافرى مسلمان شد، زن و شوهرى با هم صميمى شدند و همسرى خانه دار گرديد و زنى از نعمت ملك برخوردار. اين گام، چگونه گامى بود؟!«1»
كريم ترين مردمعربى بيابان نشين وارد مدينه شد و از كريمترين مردى كه در آن ساكن است جويا شد، او را به حضرت امام حسين عليه السلام راهنمايى كردند، عرب وارد مسجد شده، حضرت را در حال نماز ديد؛ در برابر حضرت ايستاد و شعرى به اين مضمون سرود:
آنكه بر در خانه ات حلقه كوبد، اميدش نا اميد نمی گردد، تو عين جود و سخايى و تو تكيه گاهى، پدرت هلاك كننده طاغيان نافرمان بود، اگر شما نبوديد دوزخ بر ما منطبق بود.
حضرت به آن عرب سلام كرد و به قنبر فرمود: از مال حجاز چيزى باقى نمانده؟ گفت: آرى، چهار هزار دينار، فرمود:
آن را بياور كه او از ما به آن مال سزاوارتر است سپس رداى مباركش را از
ادامه مطلب
باکی از مرگ نیست
کاروان امام حسین "ع" از منزلگاه قصر بنی مقاتل به سوی کربلا حرکت کرد مقداری راه طی شد. امام حسین "ع" در حالی که سوار بر اسب بود اندکی به خواب رفت. سپس بیدار شد، دو یا سه بار فرمود: انا لله و انا الیه راجعون الحمدلله رب العالمین. فرزندش علی با حسین (علی اکبر) رو به پدر نمود و عرض کرد: پدر جان! سبب این استرجاع و حمد چه بود؟
امام فرمود: سواری در خواب بر من ظاهر شد و گفت: اهل این کاروان می روند ولی مرگ، ایشان را تعقیب می کند. من فهمیدم خبر مرگ به ما داده می شود.
علی عرض کرد: پدر جان! مگر ما بر حق نیستیم؟ امام حسین "ع" فرمود: پسرم سوگند به خدایی که بازگشت بندگان به سوی اوست ما بر حقیم. علی عرض کرد: بنابراین باکی از مرگ نیست. امام فرمود: فرزندم! خداوند بهترین پاداش را که از سوی پدر به فرزند مقرر فرموده، به تو عنایت کند.
(بحارالانوار، جلد 44، صفحه 379)
امام حسین "ع" به عبادت عشق می ورزیدامام حسین "ع" که به عبادت و ذکر پروردگار عشق می ورزید به حضرت عباس "ع" فرمود: برو به سوی دشمنان و اگر توانستی تا بامداد فردا برای ما مهلت بگیر، باشد که ما امشب برای پروردگار خود نماز بخوانیم و دعا
ادامه مطلب
قلب اولیاء خدا تجلیگاه آیات قرآن و همه شئون حیات ایشان آیینه تمام نمای آیات الهی است. امام حسین علیه السلام, آن حجت آسمانی و قرآن ناطق, هر لحظه از حیات با برکتش تصویری از آیات قرآن بود. حسین ابن علی چنان زیست که اگر تاریخ زندگیش را چون صفحاتی گرد هم آریم چیزی جز قرآن کریم فرا هم نیاید. در نوشتار پیش رو آیه ای از قرآن را در آیینه حیات او به نظاره می نشینیم:
قرآن کریم می فرماید:
«وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها ...». «نساء/86»
و چون بر شما درود گفته شده است، شما بهتر از آن، پاسخ دهيد يا همان را [در پاسخ] برگردانيد ....
اين آيه، چگونگى رفتار انسان را با كسانى كه به او تحيت مى فرستند و به وى احترام مى گذارند، بيان فرموده است. خلاصه مضمون آيه، اين است كه خوبى، تحيّت و احترام فرد را ناديده نگيريد و از كنار آن، بى توجه عبور نكنيد، بلكه دست كم، همانند تحيت، احترام و بزرگداشتى كه او براى شما به كار برده است، درباره او به كار بريد و البته كرامت نفس، ايجاب مىكند كه با كيفيت بهتر و بالاترى، احسان او را جبران كنيم.
انس مىگويد: من در نزد حضرت امام حسين عليه السلام بودم كه كنيزى وارد شد و دسته گلى را به آن حضرت تقديم كرد. حضرت فرمود: «تو در راه خدا آزادى و من تو را براى خاطر خداوند، آزاد كردم».
انس مى گويد: من عرض كردم: كنيز به شما، يك دسته گل تقديم كرد، دسته گلى كه مهم نيست و بهاى چندانى ندارد؛ ولى شما او را آزاد مى سازيد؟!. امام حسين عليه السلام در پاسخ فرمود: «و كذا أدَّبنا اللَّه؛ (خداوند، ما را اينگونه تأديب كرده است). او مى فرمايد: «وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها» و بهتر از دسته گل او آزادى وى بود. « كشف الغمّه، ج 2، ص 31»
امام حسين عليه السلام در اين رفتار والا به قرآن كريم استناد كرده، به صراحت، اخلاق بسيار والاى خود را الهام گرفته از تعليم و تربيت خداوندى و از رهگذر آيه شريفه قرآنى مى داند.
راستى چه افتخارآفرين است كه امام بزرگوار شيعه، خود و خاندان خود را تربيت يافته خداوند و ادب شده مكتب قرآن كريم قلمداد و بدان فخر و مباهات مى كند. چه اندازه جمله «كذا ادّبنا اللَّه»، كه امام حسين عليه السلام فرمود، زيبا و دلربا است و چه قدر كلام خداوند: «وَ إِذا حُيِّيتُمْ ...» شيرين و جذاب است!
اينك بر رهبران جهان است كه اين ادب الهى را از قرآن مقدس و از ترجمان آن، امام حسين عليه السلام فرابگيرند تا خوبى هاى مردم را به بهتر از آن پاسخ دهند.
منبع: امام حسين و قرآن, محمد جوادمغنيه
قلب اولیاء خدا تجلیگاه آیات قرآن و همه شئون حیات ایشان آیینه تمام نمای آیات الهی است. امام حسین علیه السلام, آن حجت آسمانی و قرآن ناطق, هر لحظه از حیات با برکتش تصویری از آیات قرآن بود. حسین ابن علی چنان زیست که اگر تاریخ زندگیش را چون صفحاتی گرد هم آریم چیزی جز قرآن کریم فرا هم نیاید. در نوشتار پیش رو آیه ای از قرآن را در آیینه حیات او به نظاره می نشینیم:
قرآن می فرماید:
«... وَالكاظِمِينَ الغَيْظَ وَالعافِينَ عَنِ النّاسِ وَاللَّهُ يُحِبُّ المُحْسِنِينَ ...». «آل عمران/134»
[بهشت از براى اهل تقوا آماده شده است] آنانكه خشم و غضب خود را فرو مىبرند و از خطا و لغزش مردم درمىگذرند و خداوند، نيكوكاران را دوست دارد.
يكى از دستورالعملهاى والاى اخلاقى، براى حفظ روابط اجتماعى، در اين آيه كريمه بيان شده است. اگر مردم در روابط ميان خود، به اين روشهاى والاى انسانى پايبند مى شدند، بسيارى از كشمكشهاى فضاحت بار
ادامه مطلب
قلب اولیاء خدا تجلیگاه آیات قرآن و همه شئون حیات ایشان آیینه تمام نمای آیات الهی است. امام حسین علیه السلام, آن حجت آسمانی و قرآن ناطق, هر لحظه از حیات با برکتش تصویری از آیات قرآن بود. حسین ابن علی چنان زیست که اگر تاریخ زندگیش را چون صفحاتی گرد هم آریم چیزی جز قرآن کریم فرا هم نیاید. در نوشتار پیش رو آیه ای از قرآن را در آیینه حیات او به نظاره می نشینیم
قرآن کریم می فرماید:
«... وَ إِنْ جاهَداكَ لِتُشْرِكَ بِى ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما ...». «عنکبوت/8»
و اگر آنان(پدر و مادر) بكوشند تا چيزى را كه بدان علم ندارى، با من شريك گردانى، از ايشان اطاعت مكن ....
ابن شهر آشوب نقل مى كند كه
امام حسين عليه السلام بر عبداللَّه، فرزند عمروعاص گذشت. عبداللَّه گفت: هر كس دوست دارد انسانى را كه محبوبترين اهل زمين نزد اهل آسمان است، بنگرد، به اين شخص نگاه كند، هر چند من خود از زمان جنگ صفين تاكنون با او سخن نگفته ام. ابوسعيد خدرى او را به سوى امام حسين عليه السلام آورد.
امام به او فرمود: «آيا مىدانى كه من محبوبترين اهل زمين، نزد اهل آسمانم و با وجود اين، با من و پدرم در روز صفين جنگيدى؟ به خدا سوگند! پدرم از من بهتر است [و تو با او جنگيدى]». عبداللَّه در مقام عذرخواهى برآمد و گفت: پيامبر به من فرمود: پدرت را اطاعت كن. امام حسين عليه السلام فرمود: «آيا تو گفتار خداوند را نشنيدهاى كه مى فرمايد: «وَ إِنْ جاهَداكَ لِتُشْرِكَ بِى ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما»؛ اگر پدر و مادر، تلاش كردند كه براى من همتايى قائل شوى كه به آن علم ندارى، از آنان پيروى مكن؟ و آيا نشنيدهاى كه پيامبر صلى الله عليه و آله مى فرمايد: تنها اطاعت از ديگران، در كار نيك است و نيز مى فرمايد:
روا نيست كه انسان، مخلوق را در چيزى كه عصيان و نافرمانى خالق است، اطاعت كند؟». « مناقب آل ابىطالب، ج 4، ص 73»
اكنون بنگريم كه امام حسين عليه السلام فرزند عمرو عاص را- با اين كه از مقام والاى آن حضرت تجليل مىكند، ولى به اميرالمؤمنين عليه السلام بدبين بوده، با وى جنگيده و مخالفت كرده است- تخطئه مىكند و تجليل او را از خود، غير مستقيم رد مىكند و چون او در جدايى خود از اميرالمؤمنين به سخن پيامبر تمسك مىكند (كه بايد از پدر اطاعت كرد) امام حسين چنين عذرى را نمى پذيرد و آن را نادرست و غير منطقى قلمداد مىكند. آن گاه به قرآن كريم استناد كرده، آيه شريفه را قرائت مىفرمايد. بنابراين، در مخالفت و عصيانگرى با خدا و اولياى الهى، بايد جانب خدا و اولياى او را گرفت؛ چنانكه امام عليه السلام پس از استناد به آيه كريمه، دو حديث نيز از رسول اكرم صلى الله عليه و آله به همين مضمون نقل مى فرمايد.
منبع: امام حسین و قرآن, محمد جواد مغنیه
قلب اولیاء خدا تجلیگاه آیات قرآن و همه شئون حیات ایشان آیینه تمام نمای آیات الهی است. امام حسین علیه السلام, آن حجت آسمانی و قرآن ناطق, هر لحظه از حیات با برکتش تصویری از آیات قرآن بود. حسین ابن علی چنان زیست که اگر تاریخ زندگیش را چون صفحاتی گرد هم آریم چیزی جز قرآن کریم فرا هم نیاید. در نوشتار پیش رو آیه ای از قرآن را در آیینه حیات او به نظاره می نشینیم:
قرآن کریم می فرماید:
«... يا وَيْلَتَنا مالِ هذا الكِتابِ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَلاكَبِيرَةً إِلّا أَحْصاها ...». «کهف/49»
... اى واى بر ما! اين چه نامهاى است كه هيچ [كار] كوچك و بزرگى را فرو نگذاشته، جز اينكه همه را به حساب آورده است ....
مروان حكم گزارشى از مدينه به معاويه داد كه بزرگان اهل حجاز با امام حسين رفت و آمد دارند و ممكن است او در آينده قيام كند. به دنبال اين
قلب اولیاء خدا تجلیگاه آیات قرآن و همه شئون حیات ایشان آیینه تمام نمای آیات الهی است. امام حسین علیه السلام, آن حجت آسمانی و قرآن ناطق, هر لحظه از حیات با برکتش تصویری از آیات قرآن بود. حسین ابن علی چنان زیست که اگر تاریخ زندگیش را چون صفحاتی گرد هم آریم چیزی جز قرآن کریم فرا هم نیاید. در نوشتار پیش رو آیه ای از قرآن را در آیینه حیات او به نظاره می نشینیم:
قرآن کریم می فرماید:
«وَالمُؤْمِنُونَ وَالمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ المُنْكَرِ ...». «توبه/71»
و مردان و زنان با ايمان، دوستان يكديگرند، كه به كارهاى پسنديده وا مىدارند و از كارهاى ناپسند بازمى دارند ....
امام حسين عليه السلام همواره در راه امر به معروف و نهى از منكر كوشا بود و امت اسلام و به ويژه پيشوايان دينى را به اين دو فريضه مهم الهى تشويق مىفرمود. آن حضرت، در مقام تشويق دانشمندان و پيشوايان مذهب و نشان دادن اهميت آن دو واجب بزرگ، به آيات قرآنى تمسك مىفرمود؛ چنانكه در يكى از سخنان ارزشمند خود مىفرمايد:
هان اى مردم! به آنچه خداوند، اولياى خود را بدان موعظه فرموده، از ملامت و سرزنشى كه بر پيشوايان مذهبى يهود كرده است، عبرت بگيريد، آنجا كه مىفرمايد:
«لَوْلا يَنْهاهُمُ الرَّبّانِيُّونَ وَالأَحْبارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الإِثْمَ» «مائده/63»
چرا دانشمندان نصارا و علماى يهود، آنان را از سخنان گناه آلود، نهى نمى كنند؟
و مى فرمايد:
«لُعِن الَّذِينَ كَفَرُوا مِن بَنِى إِسْرائِيلَ عَلى لِسانِ داوُدَ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذ لِكَ بِما عَصَوْا وَكانُوا يَعْتَدُونَ* كانُوا لا يَتَناهَوْنَ عَنْ مُنْكَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ ما كانُوا يَفْعَلُونَ» «مائده 78/79» كافران بنى اسرائيل، بر زبان داود و عيسى بن مريم، لعن و نفرين شدند. اين بدان علت بود كه گناه كردند و تجاوز مىكردند. آنان يكديگر را از اعمال زشتى كه انجام مىدادند، نهى نمىكردند. چه بد كارى انجام مى دادند.
و همانا خداوند، آنان را بدينگونه سرزنش فرمود؛ زيرا ستمگران را مى ديدند كه پيش رويشان گناه و فساد مى كنند؛ ولى آنان را براى دستيابى به ثروت و مقامات آنان يا به علت ترس از آزار ايشان، نهى نمى كردند و حال آن كه خداوند مىفرمايد:
«فَلا تَخْشَوُا النّاسَ وَاخْشَوْنِ» «مائده/44»
از مردم نترسيد و تنها از من بترسيد
و مى فرمايد:
«وَالمُؤْمِنُونَ وَالمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ المُنْكَرِ ...»
(مردان با ايمان و زنان با ايمان، دوست و ياور يكديگرند، امر به معروف و نهى از منكر مىكنند).
پس خداوند، به امر به معروف و نهى از منكر آغاز كرده [و نماز و زكات را بعد از آن ذكر كرده است] و نخست آن را واجب ساخته است؛ زيرا مىداند كه اگر اين فريضه ادا شد و برپا گرديد، همه فرايض، استوار و پابرجا مىگردند، سخت باشند يا آسان؛ زيرا امر به معروف و نهى از منكر، دعوت به اسلام است، به اضافه بازگرداندن حقوق ستمديدگان به آنان و مخالفت با ظالم و كوشش براى اين كه غنايم و اموال عمومى، عادلانه تقسيم شود و صدقات از مواضع آنها گرفته شده، در جاى خود مصرف گردد. «تحف العقول، ص 237؛»
مى نگريد كه آن بزرگوار، براى پيشبرد هدف خود، كه برپايى امر به معروف و نهى از منكر در جامعه بود، به چندين آيه قرآن كريم استناد كرده، براى اينكه دانشمندان و رهبران دينى، در مقام اظهار حق و امر به معروف و نهى از منكر، از حاكمان ستم گستر، هراسى در دل احساس نكنند، به آيه «فَلا تَخْشَوُا النّاسَ ...» استناد مى فرمايد.
منبع: امام حسین و قرآن, محمد جواد مغنیه
قلب اولیاء خدا تجلیگاه آیات قرآن و همه شئون حیات ایشان آیینه تمام نمای آیات الهی است. امام حسین علیه السلام, آن حجت آسمانی و قرآن ناطق, هر لحظه از حیات با برکتش تصویری از آیات قرآن بود. حسین ابن علی چنان زیست که اگر تاریخ زندگیش را چون صفحاتی گرد هم آریم چیزی جز قرآن کریم فرا هم نیاید. در نوشتار پیش رو آیه ای از قرآن را در آیینه حیات او به نظاره می نشینیم:
قرآن کریم می فرماید:
«إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَنُوحاً وَآلَ إِبْراهِيمَ وَآلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِينَ* ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ». «آل عمران/33و34»
تحقيقاً خداوند، آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را بر جهانيان برگزيد و انتخاب فرمود. آنان ذريه و دودمانى بودند كه بعضى از بعض ديگر به وجود آمدند و خداوند، شنواى دانا است.
آيه نخست، به وضوح دلالت مى كند بر اين كه خداوند براى اين بزرگواران، فضيلت و مزيت قائل است و هر يك از آنان ويژگىهايى داشتهاند كه موجب شده است خداوند بزرگ و حكيم، آنان را از ميان مردم انتخاب كند.
از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه:
محمد بن اشعث بن قيس كندى- لعنه اللَّه- به امام حسين عليه السلام گفت: اى حسين بن فاطمه! چه حرمت و احترامى براى تو از رسول خدا صلى الله عليه و آله است كه براى غير تو نيست؟ حضرت اين آيه را قرائت فرمود: «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَنُوحاً وَآلَ إِبْراهِيمَ وَآلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِينَ* ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ ...
آنگاه فرمود: «و اللَّه كه محمد از آل ابراهيم است و تحقيقاً عترت هدايت كننده، از آل محمد هستند». «تفسير صافى، ج 1، ص 256»
امام حسين عليه السلام در پاسخ اين سؤال محمد بن اشعث كه چه حرمتى براى شما است كه ديگران ندارند، پس از قرائت آيه ياد شده، توضيح مىدهد كه محمد از آل ابراهيم است- كه خداوند انتخاب كرده و اختيار فرموده است- و با اين آيه، به اثبات رساند كه ما عترت پيامبر اسلاميم و پيامبر هم از آل ابراهيم است؛ در نتيجه، ما از آل ابراهيم هستيم. اين است آن حرمت و پيوندى كه ائمه طاهرين عليهم السلام با رسول خدا دارند و ويژه آن بزرگواران و فرزندان و بستگان آنان است.
اكنون بنگريم كه خداوند، بزرگِ اين خاندان مكرّم و معظّم را انتخاب كرده است و همه مى دانيم كه خداوند پاكترين و منزّه ترين را بر مى گزيند. پس آل محمد و امامان شيعه، پاكترين افراد و منزّه ترين اشخاص و نخبگان انسانيتند و بدين رو، خداوند حكيم، آنان را انتخاب فرموده است. در نتيجه، اين آيه كريمه، از آياتى است كه دلالت تام بر عصمت خاندان پيامبر و امامان بزرگوار شيعه دارد.
منبع: امام حسین و قرآن, محمد جواد مغنیه
قلب اولیاء خدا تجلیگاه آیات قرآن و همه شئون حیات ایشان آیینه تمام نمای آیات الهی است. امام حسین علیه السلام, آن حجت آسمانی و قرآن ناطق, هر لحظه از حیات با برکتش تصویری از آیات قرآن بود. حسین ابن علی چنان زیست که اگر تاریخ زندگیش را چون صفحاتی گرد هم آریم چیزی جز قرآن کریم فرا هم نیاید. در نوشتار پیش رو آیه ای از قرآن را در آیینه حیات او به نظاره می نشینیم:
قرآن کریم می فرماید:
«خُذِ العَفْوَ وَأْمُرْ بِالعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الجاهِلِينَ* وَ إمّا يَنْزَغَنَّك مِنَ الشَّيْطانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ*
إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَالشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ* وَ إِخْوانُهُمْ يَمُدُّونَهُمْ فِى الغَىِّ ثُمَّ لا يُقْصِرُونَ».
«اعراف/199-2-2»
راه و روش عفو را بگير و به نيکی ها فرا بخوان و از جاهلان دورى كرده، روى بگردان و هر گاه وسوسهاى از شيطان به تو رسد،به خدا پناه ببر؛ دانستى كه او شنواى دانا است.كسانى كه تقوا پيشه كردهاند، هنگامى كه وسوسههاى شيطان به آنان برسد، به ياد خدا مىافتندو در اين هنگام، بينا و روشنبين مىگردند؛ ولى افراد بىتقوا را برادران شيطانىشان به سوى ضلالت و گمراهى به پيش مىبرند و كوتاهى نمى كنند.
اين آيه ها، روش رفتار با مخالفان و نادانان را بيان كرده اند كه بايد ملاك كار انسان در جامعه، عفو باشد و نيز به خوبی ها امر شود و از جاهلان- كه كار را از سر انديشه صحيح انجام نمى دهند- دورى شود؛ اگر انسان دچار وسوسه هاى شيطان شد، به خداوند پناه برد؛ تقوا است كه هنگام هجوم افكار شيطانى به انسان، روشن بينى مى دهد و آدمى مى تواند آبرومندانه، خود را از ماجراهاى خطرناك بيرون بكشد.
اكنون امام حسين عليه السلام را در مواقف مشكل و خطرناكى كه بيشتر مردم در آن هنگام، به بيراهه مى روند، مانند هنگامه هاى رويارويى با مخالفان و بدخواهان بنگريم و واكنش آن پيشواى بزرگ انسانى را در برابر
ادامه مطلب
قلب اولیاء خدا تجلیگاه آیات قرآن و همه شئون حیات ایشان آیینه تمام نمای آیات الهی است. امام حسین علیه السلام, آن حجت آسمانی و قرآن ناطق, هر لحظه از حیات با برکتش تصویری از آیات قرآن بود. حسین ابن علی چنان زیست که اگر تاریخ زندگیش را چون صفحاتی گرد هم آریم چیزی جز قرآن کریم فرا هم نیاید. در نوشتار پیش رو آیه ای از قرآن را در آیینه حیات او به نظاره می نشینیم:
«إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ البَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً». «احزاب/33»
خداوند مىخواهد پليدى و گناه را از شما اهلبيت دور كند و شما را به طور كامل پاك گرداند.
اين آيه كريمه، از آياتى است كه در بيان شأن و جايگاه رفيع خاندان پيغمبر فرود آمده است، بلكه بزرگترين فضيلت آنان به شمار مى رود؛ زيرا اولًا، آيه با كلمه «إنّما» كه از ادات حصر است، آغاز مى شود؛ يعنى «تنها اراده پروردگار، اين است» و سپس با لفظ «عَنكم»، كه براى خطاب است، خاندان مكرّم پيامبر را معيّن مىكند و دنبال آن، از آن بزرگواران با عنوان افتخارآميز (اهلبيت) ياد كرده، آنان را مشخص تر مى سازد و با ذكر اين كلمه، حصر ديگرى را افاده مىكند كه آن «اذهاب رجس»، منحصر به شما اهلبيت است و سرانجام، مطلب را به دو صورت بيان مىكند:
الف) «لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرّجْس»، كه لازمه از بين بردن رجس و پليدى، طهارت و پاكيزگى است.
ب) «وَ يُطَهّرَكُم»، كه به طهارت آنان تصريح مىكند. افزون بر آن، تعبير دوم را با مفعول مطلق، يعنى «تَطْهِيراً» تأكيد مى كند.
از آن جا كه كسانى كه در زير رداى رسول اللَّه صلى الله عليه و آله گرد آمده بودند، حضرت اميرالمؤمنين و حضرت فاطمه و دو سبط پيامبر، حسن و حسين عليهما السلام بودند، پس آيه به آنان اختصاص دارد و ديگران، مانند همسران پيامبر، از آن بهرهاى ندارند؛ چنانكه روايات نقل شده بسيارى از طريق شيعه و سنى، دلالت دارند كه آيه هنگام جمع شدن همين پنج نفر در زير ردا نازل گرديد. «كافى، ج 1، ص 294»
در روايات فريقين وارد شده است كه بعد از نزول اين آيه، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله تا مدتى به هنگام فرا رسيدن وقت هر نماز، به درِ خانه حضرت فاطمه آمده، مى فرمود: «سلام بر شما اهلبيت، رحمت خدا بر شما، وقت نماز است و بعد تلاوت مىكرد: «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ البَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً».
ازاينرو، حضرت سيدالشهدا عليه السلام براى بيان قداست مقام و رفعت شأن و منزلت آسمانى خود، به اين آيه كريمه تمسك نموده، بدين ترتيب، خوددارى خود را از بيعت ننگين با يزيد بن معاويه، به آيه شريفه تطهير مستند مىسازد.
حاكم مدينه، امام حسين عليه السلام را احضار كرد و از آن حضرت خواست كه با يزيد بيعت كند. حضرت پاسخ مثبت نداد و تعلل كرد. مروان حكم از حاكم مدينه خواست كه در همين جلسه، از آن حضرت بيعت بگيرد. در اين هنگام، امام حسين عليه السلام رو به مروان كرده، فرمود:
ويلك يا مروان! اليك عنّى فانّك رجس و انّا اهلبيت الطّهارة الذين انزل اللَّه فيهم على نبيّه صلى الله عليه و آله: «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ البَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً».واى بر تو اى مروان! از من دور شو! زيرا تو پليد و ناپاكى و ما اهلبيت طهارت و پاكى هستيم كه خداوند درباره آنان اين آيه را بر پيغمبرش نازل فرمود: خداوند اراده فرموده كه پليدى را از شما خانواده دور سازد و شما را به صورت كامل پاك گرداند.
مروان از شنيدن اين منطق نيرومند و مستند به قرآن كريم، سر به زير افكند و چيزى نگفت. «الفتوح، ج 5، ص 17»
آرى، آن مظهر شهامت، با اين كلام كوبنده و مستند به آيه قرآنى، پايگاه رفيع و بىنظير خود را آشكار كرد و يكسره، مروان و حاكم مدينه را از پذيرش بيعت، نوميد ساخت و با تعبير «رجس» درباره مروان و ياد كردن از خود و خاندان مقدس خويش، با عنوان اهلبيت طهارت و تمسك به آيه تطهير، فضاحت مروان- كه دست نشانده دستگاه جنايتكار معاويه و يزيد بود- و نيز رسوايى خودِ يزيد را اثبات كرد و زبان آلوده مروان و همفكرانش را بست.
منبع: امام حسین و قرآن, محمد جواد مغنیه
قلب اولیاء خدا تجلیگاه آیات قرآن و همه شئون حیات ایشان آیینه تمام نمای آیات الهی است. امام حسین علیه السلام, آن حجت آسمانی و قرآن ناطق, هر لحظه از حیات با برکتش تصویری از آیات قرآن بود. حسین ابن علی چنان زیست که اگر تاریخ زندگیش را چون صفحاتی گرد هم آریم چیزی جز قرآن کریم فرا هم نیاید. در نوشتار پیش رو آیه ای از قرآن را در آیینه حیات او به نظاره می نشینیم:
«وَمن أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صالِحاً وَقالَ إِنَّنِى مِنَ المَسْلِمِينَ». «فصلت/33»
و كيست خوشگفتارتر از آن كس كه به سوى خدا بخواند و كار نيك كند و گويد: من [در برابر خدا] از تسليم شدگانم.
امام حسين عليه السلام از روز سوم ماه مبارك شعبان، تا هشتم ذىحجه، در مكه ماند. در اين مدت، ملاقاتهايى صورت مى گرفت و گاهى سخنرانى و روشنگرى هايى مى فرمود. آن گاه در روز هشتم ذىحجه- كه يوم الترويه ناميده مىشود- مكه را به قصد عراق و كوفه ترك كرد.
عمروبن سعيد، والى يزيد در مكه، به سبب خواهش عبداللَّه بن جعفر نامه اى به امام حسين نوشت و به او امان داد كه اگر برگردد، هيچگونه جاى نگرانى نيست. او در آن نامه نوشته بود:
به من خبر رسيده كه تو آهنگ حركت به سوى عراق كردهاى و از اينكه تو ايجاد اختلاف كنى، به خدا پناه مى برم؛ زيرا بر تو از هلاكت بيمناكم و من عبداللَّه بن جعفر و يحيى بن سعيد را به سوى تو فرستادم؛ با آن دو برگرد كه نزد من براى تو امان و احسان و نيكى است و خدا را بر اين موضوع، شاهد مىگيرم.
امام حسين عليه السلام گويا از لحن دور از نزاكتِ والى، ناراحت شد و نه تنها بازگشت را نپذيرفت، بلكه در پاسخ او نوشت:
اما بعد؛ فانّه لم يشاقق اللَّه و رسوله من دعا الى اللَّه عزّوجل و عمل صالحاً و قال اننى من المسلمين و قد دعوت الى الامان و البرّ و الصلة فخير الامان امان اللَّه و لن يؤمن اللَّه فى الآخرة من لم يخفه فى الدنيا فنسأل اللَّه مخافة فى الدنيا توجب لنا امانه يوم القيامة فان كنت لزيت بالكتاب صلتى و برّى فجزيت خيراً فى الدنيا و الآخرة. «نفس المهموم، ص 173- 174» پس از حمد و ثنا، هرگز از در دشمنى با خدا و رسول وارد نمى شود كسى كه مردم را به سوى خدا فرا بخواند و عمل صالح و كار نيكو انجام دهد و بگويد: من از مسلمانانم و تو مرا به امان و نيكى و بخشش فراخوانده اى؛ ولى بهترين امان، امان خدا است و هرگز در آخرت امان ندارد كسى كه در دنيا از خداوند نترسد. پس ما از خداوند درخواست ترسى را در دنيا مىكنيم كه موجب امان ما در روز قيامت باشد. اكنون اگر تو با اين نامهات قصد احسان به من را داشتى، خداوند در دنيا و آخرت به تو پاداش خير عطا فرمايد.
چنانكه از نامه حاكم مكه استفاده مى شود، او امام حسين عليه السلام را فردى اخلال گر و اختلاف افكن معرفى كرده، ايشان را از اين كار برحذر مىدارد و امام عليه السلام در پاسخ او براى بيان اينكه حركت و مهاجرت وى از سنخ اختلاف افكنى و ايجاد شكاف بين مردم و امت پيامبر نيست، بلكه از مقوله دعوت الى اللَّه و عمل صالح و تسليم در برابر اوامر خدا است، از اين آيه كريمه قرآن اقتباس مى فرمايد:
«وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صالِحاً وَقالَ إِنَّنِى مِنَ المَسْلِمِينَ».
چه كسى خوش گفتارتر از آن كسى است كه دعوت به سوى خدا مىكند و عمل صالح انجام مىدهد و مىگويد: من از مسلمانانم.
سخن مبارك امام، مشعر بر آن است كه اى استاندار مكه! دور از نزاكت سخن گفتى و از مرز ادب در محاوره و نامه نگارى، عبور كردى و از منطق صواب، كنار رفتى و حركت و خروج مرا اختلاف افكنى معرفى كردى، در حالى كه من مصداق بارز گفتار خدايم. دعوت من به سوى اللَّه است و من همه جا مردم را به سوى او فرا مى خوانم و جامعه را به او نزديك مى سازم. من داعى الى اللَّه هستم و اساس دعوت من، ذات لايزال او است.
منبع: امام حسین و قرآن, محمد جواد مغنیه
قلب اولیاء خدا تجلیگاه آیات قرآن و همه شئون حیات ایشان آیینه تمام نمای آیات الهی است. امام حسین علیه السلام, آن حجت آسمانی و قرآن ناطق, هر لحظه از حیات با برکتش تصویری از آیات قرآن بود. حسین ابن علی علیه السلام چنان زیست که اگر تاریخ زندگیش را چون صفحاتی گرد هم آریم چیزی جز قرآن کریم فرا هم نیاید. در نوشتار پیش رو آیه ای از قرآن را در آیینه حیات او به نظاره می نشینیم:
«... إِنّا لِلَّهِ وَ إِنّا إِلَيْهِ راجِعُونَ». «بقره/156»
ما از آنِ خدا هستيم و به سوى او بازمى گرديم.
امام حسين عليه السلام از قصر بنى مقاتل، كه يكى از منازل بين راه بود، كوچ كرد. شخصى به نام عقبة بن سمعان نقل مىكند كه
ساعتى با آن حضرت رفتيم. در اين هنگام، آن حضرت، همان گونه كه بر پشت اسب بود، خواب مختصرى بر ايشان چيره شد و سپس بيدار شده، فرمود: «إِنّا لِلَّهِ وَ إِنّا إِلَيْهِ راجِعُونَ وَ الحَمدُ لِلَّهِ رَبِّ العالَمِين» و دو يا سه بار اين جمله را تكرار كرد. فرزند آن حضرت، على بن الحسین عليه السلام همچنانكه سوار بر اسب بود، رو به پدر كرد و گفت: پدرم! براى چه حمد
ادامه مطلب
قلب اولیاء خدا تجلیگاه آیات قرآن و همه شئون حیات ایشان آیینه تمام نمای آیات الهی است. امام حسین علیه السلام, آن حجت آسمانی و قرآن ناطق, هر لحظه از حیات با برکتش تصویری از آیات قرآن بود. حسین ابن علی علیه السلام چنان زیست که اگر تاریخ زندگیش را چون صفحاتی گرد هم آریم چیزی جز قرآن کریم فرا هم نیاید. در نوشتار پیش رو آیه ای از قرآن را در آیینه حیات او به نظاره می نشینیم
درباره شب عاشورا نكات و مطالبى در تاريخ كربلا و سيره امام حسين عليه السلام ذكر شده است كه اتصال آن حضرت به قرآن، الهام گرفتن از كتاب آسمانى و استناد در رفتار و كردار خود را به قرآن كريم، روشن مى سازد.
آن حضرت، برادر عزيز خود، حضرت ابوالفضل عليه السلام را مأمور كرد كه از آن مردم نابكار (كه نزديك غروب تاسوعا حمله ور شده، مى خواستند كار را در همان ساعت يكسره كنند) يك شب مهلت بگيرد تا به عبادت
ادامه مطلب
قلب اولیاء خدا تجلیگاه آیات قرآن و همه شئون حیات ایشان آیینه تمام نمای آیات الهی است. امام حسین علیه السلام, آن حجت آسمانی و قرآن ناطق, هر لحظه از حیات با برکتش تصویری از آیات قرآن بود. حسین ابن علی علیه السلام چنان زیست که اگر تاریخ زندگیش را چون صفحاتی گرد هم آریم چیزی جز قرآن کریم فرا هم نیاید. در نوشتار پیش رو آیه ای از قرآن را در آیینه حیات او به نظاره می نشینیم
«وَلا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَ نَّما نُمْلِى لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلِى لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَلَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ». «آل عمران/178»
منبع:امام حسین و قرآن, محمد جواد مغنیه
قلب اولیاء خدا تجلیگاه آیات قرآن و همه شئون حیات ایشان آیینه تمام نمای آیات الهی است. امام حسین علیه السلام, آن حجت آسمانی و قرآن ناطق, هر لحظه از حیات با برکتش تصویری از آیات قرآن بود. حسین ابن علی علیه السلام چنان زیست که اگر تاریخ زندگیش را چون صفحاتی گرد هم آریم چیزی جز قرآن کریم فرا هم نیاید. در نوشتار پیش رو آیه ای از قرآن را در آیینه حیات او به نظاره می نشینیم
قرآن کریم می فرماید:
«أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً». «کهف/9»
اى رسول ما! آيا پنداشتى كه قصه اصحاب كهف و رقيم، در برابر اين همه آيات قدرت و عظمت، از آيات عجيب ما بودند؟
اين آيه شريفه، در مقام ذكر اين مطلب است كه قصه اصحاب كهف و جوانانى كه از دست پادشاه كافر ستمگر، براى حفظ ايمان و عقيده آسمانى خود فرار كرده، به غارى پناه بردند و 309 سال قمرى (سيصد سال شمسى) در آن غار به خواب رفته، پس از بيدارى گمان مىكردند كه يك روز يا ساعاتى از روز را خوابيدهاند، چيز تازهاى و شگفتانگيزتر از ديگر آيات الهى در زمين و آسمان نيست، كه همه مظاهر وجود و تصرفات مستمر الهى و جريانات مداوم آفرينش، شگفتانگيز است و با ملاحظه قدرت بىمنتهاى خداى سبحان، هيچ چيزى تعجب ندارد؛ زيرا همه چيز براى او آسان است.
شيخ مفيد رحمه الله نقل مى كند:
زيد بن ارقم گفته است: سر امام حسين عليه السلام را بالاى نى، در شهر مى گردانيدند و من در بالاخانه خود نشسته بودم. هنگامى كه مقابل غرفه من رسيد، شنيدم كه اين آيه را قرائت مىكرد: «أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً». من از ديدن اين منظره، به خداى يگانه سوگند، مو بر اندامم راست شد و ندا كردم: واللَّه سر تو اى فرزند رسول اللَّه! عجيبتر و شگفت انگيزتر است. «ارشاد، ج 2، ص 117؛»
شگفتىها مربوط به ماجراى تو است، نه اصحاب كهف. تو همه را به تعجب آوردى و هر بينندهاى را واله و سرگردان و عقول را سرگشته ساختى، تو
ادامه مطلب
اما از نظر شرافت نسب، در فضيلت اين دو امام بزرگوار همين بس كه جدّ ارجمندشان محمد مصطفى (ص) سرور فرزندان آدم و پدرشان على مرتضى سرور اوصيا و مادرشان فاطمه زهرا پاره تن پيامبر اسلام (ص) بانوى بانوان جهان بود و جدّه بزرگوارشان خديجه دختر خويلد نخستين زنى بود كه در امت اسلامى به دين اسلام درآمد و اول بانويى بود كه اموال و دارايى خود را در راه خدا بخشيد و در راه تبليغ رسالت پيامبر (ص) به يارى وى پرداخت و از رنج و آزار قومش كه به آن حضرت روا مى داشتند كاست؛ و عمويشان جعفر طيّار و عموى پدرشان حمزه شير خدا و شير رسول خدا و سيد الشهدا و جدّ بزرگوارشان ابو طالب بود كه در موارد مختلف به يارى و دفاع از رسول اللّه (ص) پرداخت و در راه دفاع از آن حضرت هر نوع رنج و آزار را به جان خريد، و جدّ پدرشان عبد المطلب، شيبة المحمد و سيد سرزمين بطحا، و جدّ جدّشان هاشم بود كه مهماندار حاجيان خانه خدا و تهيه كننده غذا براى نيازمندان بود و از سروران قريش به شمار مى رفت.
رسول خدا (ص) فرمود:
خداى تعالى نسل هر يك از پيامبران را از صلب خود آن پيامبران معين فرمود، اما فرزندان مرا از نسل على بن ابى طالب قرار داد. و نسل پيامبر اسلام (ص) تنها به حسن و حسين (ع) و فرزندان آنها منحصر گرديد.
نسائى در خصايص و ابن عبد البرّ در استيعاب به اسناد از ابى سعيد خدرى در حديثى آورده اند كه رسول خدا (ص) فرمود
حسن و حسين دو سرور جوانان بهشت اند.
و در جاى ديگر نسائى به سند خود از انس بن مالك روايت كرده است كه :
يك بار و بلكه بارها اتفاق افتاد كه من به ديدار رسول خدا (ص) نايل آمدم و آن حضرت را مشاهده كردم كه حسن و حسين (ع) را بر سينه و شكم خود نشانيده بود و مى فرمود: اين دو فرزندم دو ريحانه و محبوب من از اين امت اند.
در اسد الغابة از عمر بن ابى سلمه كه خود تحت سرپرستى پيامبر (ص) بوده روايت است كه گفت
آيه تطهير (إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً) به هنگامى نازل شد كه پيامبر ص در خانه ام سلمه به سر مى برد. پس رسول خدا (ص) فاطمه و حسن و حسين را نزد خود خواند و عبايى را بر آنها پوشاند. على (ع) پشت سر او قرار داشت. سپس گفت:بار الها، اينها اهل بيت من هستند. پس پليدى را از آنان دور بدار، و آنان را پاكيزه فرما ام سلمه پرسيد آيا من هم جزء آنان هستم؟ پيامبر (ص) فرمود تو در جايگاه خودت هستى، و تو بر خيرى.
در كتاب نامبرده از زيد بن ارقم نيز روايت شده است كه رسول اللّه (ص) فرمود:
من در ميان شما دو چيز گرانقدر باقى مى گذارم كه تا زمانى كه به اين دو چنگ زنيد، گمراه نخواهيد شد، يكى از اين دو از ديگرى بزرگتر و باارزشتر است، كتاب خدا، آن رشته بركشيده ميان آسمان و زمين و ديگرى عترتم، يعنى خاندانم كه هرگز از يكديگر جدا نمى گردند تا در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند، پس بنگريد تا پس از من چگونه با اين دو رفتار خواهيد كرد. الخ.
منبع: سيره معصومان, سيد محسن امين عاملى / مترجم على حجتى كرمانى سيره معصومان ،ج5،ص:19
امام حسين (علیه السلام)، شاگرد مكتب قرآن، تجسم عينى اخلاق كريمانه اى است كه در جاى جاى قرآن مى توان آنها را یافت، و ما در اين جا به عنوان نمونه به ذكر پاره اى از آن ها مى پردازيم.
1. گذشت
گذشت عالى ترين كرامت انسانى است، بويژه آنكه آدمى قدرت بر انتقام نيز داشته باشد. آموزه هاى قرآنى نه تنها به عفو در مقابل بدى تأكيد دارند، «وَأَن تَعْفُواْ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى»؛(1) گذشت كردن شما به تقوى نزديك تر است. بلكه در سطحى بالاتر توصيه مى كنند كه جواب را با خوبى پاسخ دهيد: «وَ لَا تَسْتَوِى الْحَسَنَةُ وَ لَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِى هِىَ أَحْسَن»؛ (2) و نيكى با بدى يكسان نيست [بدى را] به آنچه بهتر است دفع كن.
“عصام بن المصطلق” گويد: وارد مدينه شدم، حسين بن على (علیه السلام) را مشاهده نموده و خوش نامى و مقام و منزلتش مرا به شگفت آورد به گونه اى كه حسدى كه در سينه نسبت به پدرش داشتم مرا به شدت برانگيخت به او گفتم: تو پسر ابوتراب هستى؟ ايشان فرمود: آرى. شروع كردم به شتم و سب او و پدرش، حسين (علیه السلام) نگاهى رئوفانه به من كرد و فرمود: «خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِين».
آنگاه فرمود: آرام باش و براى من و خودت از خداوند طلب مغفرت كن اگر از
ادامه مطلب
1. امر به معروف و نهى از منكر
امر به معروف و نهى از منكر محور تحقق يافتن حكميت ارزشها و محو پليدي ها است. بناى رفيع جامعه اسلامى بر ستون مستحكم امر به معروف و نهى از منكر گذاشته شده و امت مسلمان بهترين امتى هستند كه براى امر به معروف و نهى از منكر برانگيخته شدند.
امام حسين (علیه السلام) مصداق اين آيه بود: «وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَ أُوْلَئكَ هُمُ الْمُفْلِحُون»؛ (1) بايد از ميان شما گروهى به نيكى دعوت كنند و به كار شايسته وادارند و از زشتى بازدارند و آنان همان رستگارانند”.
آن بزرگوار هدف قيام خود را اصلاح طلبى و امر به معروف و نهى از منكر معرفى كرد از اولين مراحل امر به معروف كه همان اندرز و نصيحت است آغاز كرد و بارها و بارها يزيديان را پند داد (2) و تا آخرين مرحله كه گذشتن از جان خويش است در راه احياى اين عنصر مهم كوشا بود. آن حضرت در اين باره چنين مى فرمايد: “اِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الأِصلاح فى أَمّةِ جَدّى محمد (صلی الله علیه وآله) اُريدُ أَن آمُرَ بِالمَعروف وَانهى عنِ المُنكر...؛ من براى اصلاح در امت جدّم محمد (صلی الله علیه وآله) قيام كردم و امر به معروف و نهى از منكر را طالبم...”.(3)
2. ايثار
ايثار يكى از جلوه هاى عرفانى قيام امام حسين (علیه السلام) و بلكه از زيباترين آنهاست، جلوه اى كه قرآن كريم بسيار بر آن تأكيد كرده و در نمودهاى مختلف ظاهر گشته است، شهادت در راه خدا و انفاق مال كه آيات بسيارى درباره آن ها نازل شده از اين جمله است؛ اوج ايثار و از خودگذشتگى را در ليلةالمبيت كه على (علیه السلام) به جاى پيامبر
ادامه مطلب
اساسی ترین مساله در هر مکتبی، حفظ و نگهداری آن از انحرافات و تضمین بقای آن است که این افتخار در مکتب اسلام و تشیع به نام اباعبدالله الحسین علیه السلام ثبت شده است . بدین جهت بارها پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم فرمود:
«حسین منی و انا من حسین » (1) ; حسین از من است و من از حسینم . یعنی نه تنها حسین فرزند من می باشد، بلکه بقای دین و آیین من نیز از اوست و اسلام به واسطه فداکاری و جانبازی او و یارانش باقی می ماند .
در این گفتار کوتاه، بر آن شدیم تا گوشه ای از شخصیت والای امام حسین علیه السلام را از نگاه در یکتای خلقت، پیامبر خاتم صلی الله علیه وآله وسلم به تماشا بنشینیم .
واسطه فیض انبیا
اکثر انبیای الهی، به ویژه پیامبران اولوالعزم، هرگاه به مشکلی بزرگ برخورد نمودند، برای حل آن، خداوند متعال را به انوار طیبه پنج تن آل عباعلیهم السلام سوگند می دادند . (2) برخی از آنها وقتی به نام امام حسین علیه السلام می رسیدند، غمگین می شدند و اشک می ریختند . وقتی از علت آن سؤال کردند، خبر شهادت مظلومانه اباعبدالله الحسین علیه السلام را شنیدند و به عزاداری پرداختند .
ابن عباس می گوید: از پیامبرگرامی اسلام سؤال کردم: آن کلماتی که حضرت آدم علیه السلام از پروردگارش دریافت نمود و به واسطه آن توبه اش پذیرفته شد، چه بود؟
پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم فرمود: حضرت آدم از خدا خواست به حق
ادامه مطلب
امام حسین علیه السلام ، امام سوم شیعیان، شهید کربلا و ملقب به ثاراللّه است که نهضت عاشورا بر محور فداکاری و جان فشانی آن حضرت شکل گرفت. حسین علیه السلام ، تاریخ بشری را از حماسه و ایثار کرد و درس آزادگی و عزت به انسان ها آموخت. او با تقدیم خون خویش در کربلا، درخت اسلام را آبیاری کرد و مسلمانان را بیدار ساخت. پرداختن به شخصیت والا و الهی آن رادمرد جهان اسلام و بررسی جنبه های گوناگون حیات آسمانی آن سپهر ایمان، شناختی درخور و مجالی فراتر می طلبد. در این بخش برآنیم در حد توان با گزینشی از مکارم اخلاق آن امام همام و سیره و سخن آن پیشوای بزرگ، ره توشه ای برای رهروان راه ولایت فراهم کنیم.
مراحل زندگانی امام حسین علیه السلام پیش از واقعه عاشورا
دوران کودکی
امام حسین علیه السلام ، ثمره پیوند حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه علیهاالسلام ، دختر پیامبراعظم صلی الله علیه و آله بود. وی شش سال از دوران کودکی خود را در زمان جد بزرگوارش رسول اللّه صلی الله علیه و آله سپری کرد و در مکتب جدش تربیت یافت. او بسیار فروتن، خاشع، بخشنده، با گذشت، مهربان و شجاع بود.
پیامبر زمانی که امام حسین و امام حسن علیهماالسلام ، هفت سال بیشتر نداشتند، فرمود: «اینها سرور جوانان بهشتند».
دوره 25 ساله پس از رحلت پیامبر تا حکومت امیرالمؤمنین علی علیه السلام
در این دوره، روح لطیف او رحلت پیامبر بعد از آن، شهادت جان گداز مادر و خانه نشینی پدر و غصب فدک و... را دیده بود. در این دوران، امام حسین علیه السلام همیشه در کنار پدر بود و در جنگ ها شرکت می کرد.
در واقعه حکمیت جنگ نهروان و [دیگر] جریان های پس از جنگ صفین نیز همه جا در رکاب پدر بود و آن همه بی وفایی ها و سست عنصری های
ادامه مطلب
پیروی از فرامین حیاتبخش امامان معصوم علیه السلام در صورتی محقق می شود که پیوند عاطفی و درونی با آنان برقرار شود و این پیوند معنوی، با شناخت کمالات وجودی آن گرامیان دوام می یابد. در این نوشتار در ادامه مباحث گذشته، با دو ویژگی امام حسین علیه السلام ؛ یعنی، «سخاوت واحسان» و «تربیت شایسته» آشنا می شویم:
11. تربیت شایسته
امام حسین علیه السلام برای تربیت افراد، مخصوصا فرزندان خویش، از کارآمدترین شیوه ها بهره می گرفت که هر یک از آنان می تواند برای پدران و مادران و مربیان عصر ما راهگشا باشد. ما در اینجا جهت اختصار فقط به مواردی از آن اشاره می کنیم:
الف. تکریم همسر
آن حضرت با چهره ای گشاده و روحی سرشار از عاطفه و محبت با همسران خود برخورد می کرد؛ چرا که آرامش روحی و روانی مادر، در پرورش فرزندان نقش به سزائی دارد. امام حسین علیه السلام بارها تکریم همسر را به دوستانش متذکر شده و در پاسخ اعتراض آنان که به وجود فرشها و پرده های نو در منزل حضرت ایراد می گرفتند، می فرمود:
ادامه مطلب
8. قدردانی و ستایش
در قرآن کریم، واژه «شکر» که به معنای سپاس گزاری و قدردانی است، به صورتهای مختلف بیش از 77 بار به کار رفته است. گاه می فرماید: «لَئِنْ شَکَرْتُمْ لاَءَزیدَنَّکُمْ»؛(1) «اگر سپاس گزاری کردید، من [نیز بر نعمتها] می افزایم.» و گاه دستور می دهد که از خدا، و والدین خود سپاس گزاری و قدردانی نمایید «اَنِ اشْکُرْ لی وَلِوالِدَیْکَ»؛(2) «از من و پدر و مادرت سپاس گزاری کن!» و در آیاتی هم دستور می دهد که از نعمتهای خدا قدردانی کنید «وَاشْکُرُوا نِعْمَةَ اللّهِ»؛(3) «و نعمتهای خدا را سپاس گزاری نمایید!»
یکی از بارزترین مصداقهای تشکر از خداوند و نعمتهای او، قدردانی از بندگان خداست؛ کسانی که نسبت به انسان خدمت و احسانی انجام می دهند و یا در مسیر حق و هدایت گام برمی دارند. لذا امام زین العابدین علیه السلام فرمود: «اَشْکَرُکُمْ لِلّهِ اَشْکَرُکُمْ لِلنّاسِ»؛(4) سپاس گزارترین شما برای خدا [کسی است که[ سپاس گزارترین شما برای مردم است.»
و امام هشتم علیه السلام فرمود: «مَنْ لَمْ یَشْکُرِ الْمُنْعِمَ مِنَ الْمَخْلُوقینَ لَمْ یَشْکُرِ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ؛(5) کسی که نعمت دهنده از مردم را سپاس گزاری نکند خدای عزیز و جلیل را سپاس گزاری نکرده است.»
و امام سجاد علیه السلام فرمود: «وَ اَمّا حَقُّ ذِی الْمَعْرُوفِ عَلَیْکَ فَاَنْ تَشْکُرَهُ وَ تَذْکُرَ مَعْرُوفَهُ؛(6) حق کسی که کار نیک انجام داده بر تو این است که از او سپاس گزاری نمایی، و کار نیک او را یادآور شوی.»
امام حسین علیه السلام و قدردانی از دیگران
امام حسین علیه السلام می فرماید: «شُکْرُکَ لِنِعْمَةٍ سالِفَةٍ یَقْتَضی نِعْمَةً آنِفَةً؛(7) سپاس گزاری نعمتهای گذشته، نعمتهای آینده و زودرس را به دنبال دارد.» او در سخت ترین لحظه های زندگی حتی در اوج جنگ و
ادامه مطلب
خداوند متعال برای سهولت پیمودن راه هدایت و رسیدن به قله های سعادت، علاوه بر دستورات و کتابهای آسمانی، الگوهای عملی را نیز معرفی فرموده است تا مردم با اقتدا به رفتار آنها راه حقیقت و راستی را به درستی و آسانی بپیمایند . تمام انبیا از این افراد می باشند و در راس همه، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله قرار دارد .
قرآن کریم در مورد اقتدا به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «ولکم فی رسول الله اسوة حسنة » ; (1) «برای شما در [رفتار] رسول خدا الگوی نیکویی است .»
بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله اسوه های امت، امامان معصوم علیهم السلام و اهل بیت آن حضرت می باشند، و یکی از این اسوه ها، سرور شهیدان، حسین بن علی علیه السلام است .
خود آن بزرگوار در نامه ای به سلیمان بن صرد خزاعی و مسیب و ... نوشت: «فلکم فی اسوة; (2) برای شما در رفتار من الگو است .»
از این جهت لازم است شیعیان با اوصاف و ویژگیهای آن بزرگوار آشنا شوند، و خود را با او همرنگ نمایند . آنچه در پیش رو دارید، اشاره ای به برخی ویژگیها و اوصاف سیدالشهداء، حسین بن علی علیه السلام است . مبلغان محترم می توانند در ماه محرم هر یک از این ویژگیها را در یک سخنرانی مطرح کرده و آن را با توجه به شرایط منطقه تبلیغی خود و اضافه کردن چاشنیهای سخنرانی ارائه کنند .
1 . اخلاص و خدامحوری
در پیشگاه الهی تنها اعمالی ارزش دارد که با اخلاص و رضایت خداوند همراه باشد، به همین جهت تمام اعمال در قرآن کریم به نوعی مقید به اخلاص و قصد قربت شده اند . درباره جهاد می فرماید: «والذین جاهدوا فی سبیل الله » ; (3) «کسانی که در راه خداوند جهاد کردند» و درباره
ادامه مطلب
امام حسین علیه السلام نگهبان وحی
بی تردید مهم ترین دست آورد قیام امام حسین علیه السلام حفظ و تحکیم احکام اسلام است؛ چرا که اگر حماسه عاشورا نبود به سبب تحریفاتی که سردمداران حکومت های جائر در مبانی اسلامی ایجاد کرده بودند امروز از حقیقت اسلام اثری نمی ماند. به حق باید گفت «الاسلام محمدیّ الحدوث و حسینیّ البقاء» است؛ یعنی دینی که حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم از طرف خداوند آورد، به یاری فداکاری های امام حسین علیه السلام زمینه بقا و استمرارش فراهم شد. خداوند متعال در حدیث قدسی خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم می فرمایند: «ای محمّد من حسین را نگهبان وحی قرار دادم و او را با شهادت عزیز و گرامی داشتم»، و این مؤید صادقی بر این مدعا است.
امام حسین علیه السلام و آیه تطهیر
به اتفاق علمای شیعه و سنی مفهوم اهل بیت در آیه: «انّما یریدُ اللّهَ لِیُذهِبَ عنکم الرِّجْسَ اهلَ الْبَیْتِ و یُطهّرکُم تطهیرا» شامل امام حسین علیه السلام نیز می شود. علامه «بهجت افندی» از علمای اهل سنت در این باره می نویسد: «امّت اسلامی بر این مطلب متفقند که این آیه در شأن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم و علی علیه السلام و فاطمه علیه السلام و حسن علیه السلام و حسین علیه السلام نازل شده است» از ام سلمه نقل می کنند که گفته است: «این آیه در منزل من بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم نازل شد و رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم مصداق آن را علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام ذکر کردند. من عرض کردم آیا من نیز مصداق این آیه هستم؟ حضرت فرمودند: تو در طریق خیر و منزلت خاصّ خودت قرار داری؛ اما مصداق اهل بیت نیستی».
صالحین در قرآن و حسین علیه السلام
در تفسیر آیه 69 سوره نساء که می فرماید: «... پیامبران و صِدّیقان و شهدا و صالحان کسانی هستند که خداوند متعال نعمت خود را بر آنان تمام کرده است، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: «منظور از پیامبران در این آیه منم و منظور از صِدّیقان برادرم علی علیه السلام و منظور از شهدا عمویم حمزه و منظور از صالحان دخترم فاطمه علیه السلام و فرزندانش حسن و حسین علیهماالسلام است».
امام حسین و آیه «ذوی القربی»
خداوند متعال در قرآن کریم به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم چنین دستور می دهد: «به مردم بگو در امر رسالت مزد و اجری از شما نمی خواهم، جز این که به ذوی القربی مودّت و محبّت داشته باشید». مفسران در تفسیر «ذوی القربی» می نویسند: منظور از «ذوی القربی» علی و فاطمه علیه السلام و فرزندان آن دو هستند. حتی از بسیاری از علمای اهل سنت نقل شده که منظور پیامبر از «قُربی»، علی علیه السلام و فاطمه علیه السلام و دو پسر آن دو است و پیامبر این عبارت را برای آن که کاملاً در اذهان بماند سه مرتبه تکرار نمودند.
امام حسین علیه السلام و آیه احکام
علی علیه السلام و خانواده اش در زمان حیات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم به عنوان ادای نذر سه روز روزه به جای آوردند. هنگام افطار در هر سه روز نیازمندی به آنها مراجعه کرد و از آنها درخواست غذا کرد که هر سه بار مورد اجابت علی علیه السلام و خانواده اش قرار گرفت. هنگامی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم از ضعف و زردیِ رنگ ایشان پرسید، این آیه نازل شد: «یُطعمونَ الطَّعامَ علی حبُّه مسکینا و یتیما و اسیرا؛ این بزرگواران در راه رضای حق تبارک و تعالی مسکین و یتیم و اسیر را اطعام می کنند». و بدین سان خداوند علی، فاطمه حسن و حسین علیهم السلام را می ستاید که چگونه با وجود نیاز به غذا، آن را در راه رضای خالق خود به بندگان دیگر او هدیه می کنند
منبع: گلبرگ - اسفند 1381، شماره 39
پیامبر اکرم(ص) فرمود: «من دو چیز گرانمایه در میان شما به یادگار می نهم: کتاب خدا و خاندانم. این دو هرگز از یکدیگر جدا نمی شوند تا آنکه در قیامت کنار حوض کوثر بر من وارد آیند.» (1)
این حدیث به حدیث ثقلین معروف شد و تمام فرقه های مسلمین آن را در کتب معتبر خویش نقل کردند; اما به فرموده خمینی کبیر «خودخواهان و طاغوتیان قرآن کریم را وسیله ای ساختند برای تداوم بخشیدن به حکومتهای غاصب و ضد قرآنی خویش و مفسران حقیقی قرآن و آشنایان به حقایق آن را، که سراسر قرآن را از پیامبر اکرم(ص) دریافت کرده بودند، با بهانه های گونه گون عقب زدند و با توطئه کثیف خود، در حقیقت قرآن را از صحنه خارج کردند.» (2)
ممکن است بپرسید: آیا فهم قرآن تنها در توان معصومان (علیهم السلام) است و دیگر مردم حق ندارند، بدون مراجعه به روایات اهل بیت، از قرآن بهره گیرند؟
در پاسخ باید گفت: ما مانند اخباری ها نیستیم که فهم قرآن را یکسره مخصوص اهل بیت (علیهم السلام) بدانیم; بخشی از آیات محکمات و بینات نامیده می شود و هر کس، به شرطی که با زبان عربی و شان نزولها و یک سلسله مباحث لازم دیگر به طور صحیح آشنایی کافی داشته باشد می تواند از آن بهره گیرد; اما می دانیم که آیات قرآن دو دسته اند: محکمات و متشابهات. (3) برای فهم آیات متشابه جز تمسک به راسخان در علم اهل بیت (علیهم السلام) راهی نیست.
طبق تصریح شیعه و سنی، قرآن کریم در موارد متعددی به مقام و موقعیت اهل بیت (علیهم السلام) و عصمت و طهارت و ولایت آنها اشاره کرده است. در این فرصت، آن دسته از روایات سالار شهیدان حضرت ابی عبدالله الحسین(ع) در باره برخی از آیات قرآن کریم، که در خصوص اهل
ادامه مطلب
نقش امر به معروف و نهی از منکر در نهضت حسینی چنان پر رنگ است که امام حسین(علیه السلام) از آغاز تا پایان نهضت، بارها به آن تصریح کرد. امام در وصیتش به محمد بن حنفیه در مدینه و در آغاز نهضت، هنگام خواندن خطبه در جمع یاران حرّ ریاحی در مسیر کربلا و در خطبه اش در جمع اصحابش در کربلا، همواره به این حقیقت تصریح کرد که هدفش برپایی معروف ها و نابودی منکر ها است. چنین تأکیدی این پرسش اساسی را مطرح می سازد که: مگر عمق و گستره جا به جایی ارزش های اسلامی طی پنجاه سال (پس از رحلت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) تا عصر امام) تا چه حد بود که امام حسین(علیه السلام) و یارانش در این راه به شهادت می رسیدند؟
یافتن پاسخ دقیق این پرسش، نیازمند این است که ابتدا با عناصر محوری انقلاب پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آشنا شویم، آن گاه عوامل آسیب رسان به این عناصر را بیابیم، در مرحله سوم جلوه های خارجی آسیب های وارد شده را بشماریم، سپس توضیح دهیم که چرا امام و نه شخص دیگری باید چنین فداکاری از خود نشان می داد و سرانجام، آثار امر به معروف و نهی از منکر امام(ره) را برشماریم؛ آثاری که توان رفع آن آسیب ها را داشته باشند.
1. عناصر محوری انقلاب پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)
طلوع خورشید رسالت از مکه سرآغاز انقلابی همه جانبه در زندگی بشر در ابعاد اعتقادی، اخلاقی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی بود که در دو مرحله «ملت سازی» در مکه و «دولت سازی» در مدینه انجام شد.
اصلاحات اعتقادی
طی این اصلاحات با گرویدن تعداد اندکی از مردم به اسلام، هسته اولیه جامعه اسلامی شکل گرفت و مسلمانان با قطع ارتباط تدریجی از جامعه
ادامه مطلب
جود و کرم امام حسین علیه السلام
حسین بن علی علیه السلام در بخشش زبان زد مردم روزگار بود. نقل می کنند روزی مرد صحرانشین مستمندی وارد مدینه شد و از مردم سراغ بخشنده ترین فرد را گرفت. همه مردم حسین بن علی علیه السلام را به او معرفی کردند. وقتی در مسجد به خدمت آن حضرت رسید و نیازمندیِ خود را با خواندن چند بیت شعر بیان کرد، امام حسین علیه السلام او را به خانه آورد و به قنبر فرمود: هر مقدار پول در خانه داریم حاضر کن. قنبر چهارهزار دینار به خدمت آن حضرت آورد و گفت: این تمامی پولی است که در اختیار داریم. امام حسین علیه السلام همه آن چهارهزار دینار را از پشت در به آن مرد بادیه نشین داد. منظور حضرت از این برخورد آن بود که چشم آن مرد به چشم او نیفتد که مبادا خجالت زده شود. مرد اعرابی وقتی پول ها را گرفت، در حالی که گریه می کرد چنین گفت: مگر پول کمی به من بخشیدی که از پشت در آن را به من می دهی؟ در عجبم که چگونه این دست های بخشنده و پربرکت روزی زیر خاک خواهد رفت.
فروتنی امام حسین علیه السلامدر روزگاری که فخرفروشی به دارایی رونق بسیار داشت و ثروتمندان از روی تکبر به مستمندان توجهی نداشتند و از نزدیک شدن به آنها دوری می جستند، امام حسین علیه السلام با کمال تواضع با مساکین نشست و برخاست می کردند. نقل می کنند روزی آن حضرت از محلی می گذشت. عده ای فقیر سفره کوچکی را که مقدار کمی غذا در آن
ادامه مطلب
تربیت صحیح فرزندان از ضروری ترین وظایف والدین به شمارمی آید. انجام دادن این وظیفه مهم، حساس و ظریف بدون تکیه بردیدگاههای صاحب نظران آگاه و مطمئن ممکن نیست. ما معتقدیم که معصومان(علیهم السلام)در همه ابعاد هدایتی و تربیتی الگوهایی کامل و مطمئن به شمار می آیند و تکیه بردیدگاهها و رفتارهای تربیتی آنان در مسیر تحقق وظیفه خطیر تربیت فرزندان، بهترین ره توشه است. معصومان( علیهم السلام)همه نور واحد بوده، هدف مشترک داشتند; ولی به اقتضای گوناگونی موقعیتها در سیره تربیتی آنان دیدگاهها و رفتارهای تربیتی گوناگون به چشم می خورد. کنارهم نهادن مجموعه دیدگاهها و رفتارهای تربیتی آنان الگویی کامل ازنظام تربیتی اسلام عرضه می کند. در میان معصومان(علیهم السلام)امام حسین(ع)از موقعیت ویژه ای برخوردار است و این موقعیت به زندگی و سیره تربیتی آن حضرت برجستگی خاصی بخشیده است. این مقاله برآن است تا نکاتی از سیره تربیتی آن حضرت را دردو بخش ارائه کند. بخش اول برخی نکات تربیتی است که تا پیش از حادثه کربلا تحقق یافته و به ما رسیده است و بخش دوم نگاهی مستقل به حادثه عظیم کربلا و بیان نکات تربیتی آن. ذکر این نکته مفید می نماید که ازبخش پایانی عمر شریف حضرت یعنی زمان تحقق حادثه کربلا نکات تربیتی بیشتری در دسترس داریم. سبب این امر دو چیز می تواندباشد:
نخست آنکه حادثه کربلا به خاطر بی نظیر بودن آن بیش ازسایرحوادث موردتوجه سیره نویسان و مورخان واقع گردید وبنابراین، اسناد بیشتری از آن در دسترس است که می توان از لابلای آن نکات تربیتی بیشتری کشف کرد; و دیگر آنکه در این مقطع ازعمر شریف حضرت، فرزندان و اهل بیت او به طور مستقیم همراهش بودند و در نتیجه زمینه بروز نکات تربیتی بیشتری فراهم بوده است; و شاید این امر، یکی از اسرار پای فشاری امام بر حضوراهل بیت در کربلا بوده است. از این رو، شایسته است پژوهشگران عرصه تربیت اسلامی فرصت را غنیمت شمرده، حادثه کربلا را باتوجهی عمیق تر از منظر تربیت بنگرند ونکات تربیتی سودمندی را از آن استخراج کنند.
بخش اول
زمینه سازی تربیت
در مکتب اهل بیت(علیهم السلام)نه تنها تربیت فرزندان از لحظه تولد مورد توجه بوده بلکه به زمینه های تربیت و شرایط قبل ازتولد و بلکه حتی قبل از انعقاد نطفه نیز توجه خاص شده است. ازاین رو در روایات معصومان(علیهم السلام) زمینه ها و شرایط مطلوب و نامطلوب انعقاد نطفه بیان گردید. از جمله این نکات پرهیزکردن از همبستری در شبی است که انسان قصد مسافرت دارد. امام حسین(ع)خطاب به اصحابش فرمود:
«اجتنبوا الغشیان فی اللیله التی تریدون فیها السفر فان من فعل ذالک ثم رزق ولدا کان احولا»
از همبستر شدن با همسرانتان در شبی که قصد مسافرت داریدبپرهیزید; (زیرا)اگر در اثر آن فرزندی روزی شود احول(لوچ)خواهدبود.» (1)
اظهار محبت به فرزندان
محبت به فرزندان امری درونی است که خداوند آن را در دل والدین به ودیعت نهاده است. اما آنچه در این میان مهم می نمایدو آثار تربیتی در پی دارد ابراز آن است. این امری اختیاری است و والدین و مربیان می توانند در پرتو آن زمینه تربیت صحیح رافراهم آورند. چه بسیارند والدینی که در برابر فرزندان خود محبت فراوان دارند اما آن را ابراز نمی کنند در حالی که محبت وقتی سازنده وتاثیر گذار خواهد بود که فرد مورد محبت از آن آگاهی یابد.امام حسین(ع)به عنوان الگوی تربیتی مطمئن و کامل محبت به فرزندان را از نیازهای ضروری آنان دانسته، در قالبهای گوناگون به ابراز آن می پرداخت. گاه با در آغوش گرفتن و به سینه چسبانیدن خردسالان، زمانی با بوسیدن آنان و گاه با به زبان آوردن کلمات شیرین و محبت آمیز.
عبیدالله بن عتبه چنین می گوید: «کنت عندالحسین بن علی(علیهماالسلام)اذ دخل علی بن الحسین الاصغر فدعاه الحسین(ع)و ضمه الیه ضما و قبل مابین عینیه ثم قال: بابی انت اطیب ریحک و احسن خلقک...» (2)
«نزد حسین بن علی(ع)بودم که علی بن حسین(ع)وارد شد. حسین(ع)(امام سجاد(ع))او را صدا زد، در آغوش گرفت و به سینه چسبانید، میان دو چشمش را بوسید و سپس فرمود: پدرم به فدایت باد، چقدر خوشبو و زیبایی!»
تشویق فرزندان در برابر کار خوب آنان
یکی از شیوه های تربیتی مورد اتفاق صاحب نظران عرصه تعلیم وتربیت، شیوه کارآمد تشویق است. تشویق به جا و متناسب با فعالیت انجام شده، به ایجاد انگیزه در فرد منجر شده، به تکرار و تقویت رفتار می انجامد.
چه بسا فرزندان از ارزش و اعتبار صفات مثبت خود آگاهی نداشته، در نتیجه به شخصیت حقیقی و توانمندیهای ثبت خویش پی نبرده، خود را در مقایسه با دیگران ناچیز به شمار آورند. ازاین رو والدین و مربیان باید ویژگیهای مثبت فرزندان را کشف وبرجسته سازند; مورد ستایش و تشویق قرار دهند. در فرهنگ اسلامی که تربیت دینی و اخلاقی فرزندان در کانون توجه است. برتشویق فرزندان هنگام بروز رفتارهای دینی و برجسته کردن صفات اخلاقی ومعنوی آنان بسیار تاکید شده است. امام سجاد(ع)فرمود: من به بیماری شدیدی مبتلا شدم. پدرم بربالینم آمد و فرمود:
ماتشتهی؟ فقلت: اشتهی ان اکون ممن لااقترح (3) علی الله ربی مایدبره لی، فقال لی: احسنت ضاهیت ابراهیم الخلیل صلوات الله علیه حیث قال جبرئیل(ع): هل من حاجه؟ فقال: لا اقترح علی ربی بل حسبی الله و نعم الوکیل.» (4)
چه خواسته ای داری؟ عرض کردم: دوست دارم از کسانی باشم که درباره آنچه خداوند برایم تدبیر کرده، نپرسم؟ پدرم در مقابل این جمله به من آفرین گفت و فرمود: تو مانند ابراهیم خلیلی; به هنگام گرفتاری جبرئیل نزدش آمد و پرسید: از ما کمک می خواهی؟ اودر جواب فرمود:(درباره آنچه پیش آمده)از خداوند سؤال نمی کنم. خداوند مرا کافی است و او بهترین وکیل است.
در این حدیث ملاحظه می شود که امام حسین(ع)در مقابل پاسخ عارفانه و دلنشین فرزندش که براساس ظاهر حدیث، سن و سال چندانی هم نداشت. جمله «احسنت »را به کار برد و او را به «ابراهیم خلیل » تشبیه کرد.
اهمیت آموزشهای دینی فرزندان و قدردانی از معلمان و مربیان
در اسلام دانش آموزی مورد اهتمام شدید بوده و رهبران دینی پیروان خود را به آموزش و اندوختن دانش، به ویژه معارف دینی،تشویق کرده اند.
براساس سخنان معصومان(علیهم السلام)، معلمان و مربیان، به خصوص آنان که در تعلیم آموزه های دینی می کوشند، حق بزرگی برجامعه دارند و باید تلاش صادقانه شان مورد قدردانی و سپاسگزاری قرارگیرد تا رغبت و انگیزه بیشتری بیابند. مرحوم بحرانی درحلیه الابرار از شیخ فخرالدین نجفی که از فضلا و زهاد بود. چنان نقل کرده که شخصی به نام عبدالرحمان در مدینه معلم کودکان بود و یکی از فرزندان امام حسین(ع)به نام «جعفر» نزدش آموزش می دید. معلم جمله «الحمدلله رب العالمین » را به جعفر تعلیم داد. هنگامی که جعفر این جمله را برای پدر قرائت کرد، حضرت معلم فرزندش را فراخواند و هزار دینار و هزار حله... به اوهدیه داد. وقتی حضرت به خاطر پاداش زیاد مورد پرسش قرار گرفت، در جواب فرمود:
«و انی تساوی عطیتی هذا بتعلیمه الحمدلله رب العالمین » .
هدیه من برابر با تعلیم «الحمدلله رب العالمین » است. (5)
احترام به انتخاب جوان در امر ازدواج
جوانان به سبب کمی تجربه به استفاده از تجارب و نصایح والدین نیازمندند، اما آنان دیگر دوران کودکی و نوجوانی را پشت سرگذاشته و به حدی از رشد رسیده اند که خود حق انتخاب داشته،برای خود تصمیم بگیرند. از این رو، شایسته است والدین در دوران کودکی و نوجوانی زمینه استقلال و قدرت تصمیم گیری آنها را فراهم آورده، آنان را چنان تربیت کنند که سمت انتخابهای معقول وتصمیمهایی منطقی پیش روند و مصالح واقعیشان را بر منافع آنی وزودگذر ترجیح دهند. اگر فرزندان به این حد از رشد و استقلال رسیدند، باید به آنان اعتماد کرد و به تصمیمها و انتخابهاشان احترام نهاد. جوان در طول زندگی با انتخابهای گوناگون رو به روست و یکی از مهمترین آنها گزینش همسراست. در این مساله،چنانچه فرزند از قدرت انتخاب صحیح و معقول برخوردار است، بایدبه وی حق انتخاب داد و از ازدواجهای تحمیلی پرهیز کرد. حسن (6) ،فرزند امام حسن مجتبی(ع)یکی از دختران امام حسین(ع)راخواستگاری کرد. امام حسین(ع)به او فرمود: «اختر یا بنی اجتهما الیک.» فرزندم! هر کدام را بیشتر دوست داری انتخاب کن.
فرزند امام مجتبی(ع)شرم کرد و جوابی نداد. آنگاه امام حسین(ع)فرمود: من دخترم فاطمه را برایت انتخاب کرده ام; زیرا او به مادرم فاطمه دختر رسول خدا(ص)شبیه تر است.» (7)
ملاحظه می شود با این که فرزند امام مجتبی(ع)به احترام عمو ودخترانش به طور مشخص از دختر خاصی خواستگاری نکرد و امر را به عمویش وانهاد; امام حسین(ع)به انتخاب وعلاقه فرزند برادرش اهمیت داد و از او خواست خودش آن را که بیشتر دوست دارد به همسری برگزیند.
تربیت عملی
بی تردید مؤثرترین عامل در تربیت اخلاقی و دینی فرزندان رفتارهای درست والدین است. پرواضح است که زبان رفتار از زبان گفتار بسی نافذتر است و در عمل آثاری نهفته است که هرگز ازگفتار برنمی آید. کودک و نوجوانی که پیوسته شاهد اعمال نیک والدین است، بطور غیر مستقیم سرمشق می گیرد و به انجام کارهای نیک تشویق می گردد. در سیره تربیتی ائمه اطهار(علیهم السلام)تربیت با رفتار و عمل بارزترین بعد تربیت است. فرزندان ائمه(علیهم السلام)با دیدن رفتار آنان سرمشق گرفته، عمل می کردند. شعیب بن عبدالرحمن خزائی می گوید: هنگامی که امام حسین(ع)در کربلا به شهادت رسید بردوشش نشانه ای وجود داشت. ازامام سجاد(ع)درباره آن پرسیدند، امام سجاد(ع)بسیار گریست وفرمود: «این، اثر بارهای غذایی است که پدرم بردوشش حمل می کردو به خانه های تهیدستان می برد.» (8)
آری، امام سجاد(ع)پیوسته این رفتار را از پدرش مشاهده کرد وسرمشق گرفت و عمل کرد. بدین سبب، امام باقر(ع) فرمود: «(پدرم)علی بن الحسین(ع)شبها کیسه نان بردوش حمل می کرد و(به مستمندان)صدقه می داد.» (9)
پی نوشتها:
1- موسوعة کلمات الامام الحسین(ع)، ص 711.
2- بحار الانوار، ج ؟
3- اقترحت علیه شیئا: سالته ایاه من غیر رویة و منه الحدیث « ان رسول الله(ص) لا یقترح علی ربه فی شی ء یامره به »(مجمع البحرین، طریحی، ج 2، ص 404.)
4- بحار الانوار، ج 46، ص 67، ح 34.
5- حلیة الابرار، سید هاشم بحرانی، ج 1، ص 582.
6- در کتب سیره و تاریخ ائمه(ع) از حسن به عنوان یکی از فرزندان امام مجتبی(ع) یاد شده، شیخ مفید در الارشاد از او چنین یاد می کند: « و اما حسن بن احلسن فکان جلیلا، رئیسا، فاضلا، ورعا...»(الارشاد، ص 196، مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 192، بحار الانوار، ج 44، ص 163، عوالم، ج 2، ص 306.)
7- موسوعة کلمات الامام الحسین(ع)، ص 632.
8- حلیة الابرار، ج 1، ص 582.
9- مناقب آل ابی طالب، ابن شهر آشوب، ج 4، ص 153.


